گاهی
تاریکی
آرامش می ده
گاهی (؟)
نه .
خیلی بیش از .گاهی.
گاهی
انتقام(*) از خودت
بهت آرامش می ده
اما گاهی
هیچی بهت آرامش نمی ده
چی کار می شه کرد ؟
با آرامش نوشت
یا با قدرت فریاد زد . ؟ .
.
.
.
.
.
.
گاهی
فقط باید مرگ را انتظار کشید .
و گاهی هم . . . هیچ .
این:
.miztY.
ساعت: 11 PM
تاريخ: دوشنبه 28 آبان1386
ببین دنیا چه ها که نمی کنه
این قدر چرخید و چرخوند
تا به این جا
که حالا از همه ی بدترین آدم های دورم هم متشکرم
به خاطر همه ی بدی هاشون
.
.
.
دیگه قدر تک تک زخم ها م رو می دونم
حالا می فهمم
گاهی غم چه شیرینه
وگرنه چرا خدا اشک رو آفرید .
تنهایی لازمه
حتی اگه اولش سخت باشه .
حالا دیگه زندگی من
نه زشته
نه زیبا .
!

.
این:
.miztY.
ساعت: 11 PM
تاريخ: یکشنبه 27 آبان1386
یه واژه که هیچ وقت تکراری نمی شه
.عشق.
گرمه
داغه
نمیمیره .
با مرگش "انسان" هم اگر "انسان" باشه میمیره
مگر نه که با عشق متولد شدیم ؟ .
.
.
.
* .لیمو بانو. شروع کننده ی این بازی یا هرچی اسمشو بذاری !
منم دعوت شدم . و این بود تنها عاشقانه های miZty که اصلا به اسمش نمیاد ! .
گمونم من از .عشق. خجالت می کشم !!
* راسی من چپ دست نیستم اما ! . چرا؟
* بر عکسش . اینجا سرده . سرد . . .
.
خب ... اینا هم بنویسین .
BigWig .
Mania .
TeeTee .
UnhoLLygodeSs .
دختر آواره ی باد .
Sheghi .
Shiva . Life wit horror. اگه خواستی آپ کنی ..
NightMarish .
Shout .
تنهایی کاغذی .
این:
.miztY.
ساعت: 0 AM
تاريخ: جمعه 25 آبان1386
به آنسوی پرتگاه بنگر
جهنم را نمی بینی . ؟
.
هیچ است . هیچ . . .
این:
.miztY.
ساعت: 0 AM
تاريخ: پنجشنبه 24 آبان1386
اون پشت ایستاده
نمی بینیش؟
درست پشت سرته !
بازتاب معکوسی از همان آینه
که سالهاست درست رو در رویش ایستاده ای .

* یه سری از نوشته هام فقط .از یه مغز .پکیده. سرچشمه می گیره!. زیاد جدی نگیرین .
** راسی اگه ربطی بین این عکس و مطلب مربوطه پیدا کردید منم بی نسیب (نصیب ؟ ) نذارین ! .
*** پسر خاله رفت رو شبکه جهانی (!) حالا .MiztY. تو بازم هی خودتو جر بده! دیگه چه سود است .؟.
.
این:
.miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ: یکشنبه 20 آبان1386
من . . .
من . .
نرفته باز می گردم
به همان جا که هرگز نرفته ام .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کافیه فقط چند ثانیه پشتت بهم باشه
اون وقته که
تمام پشتت نقاشی می کنم
با همون خنجری که خیلی وقت پیش گرفتم
می دونستی که
من خیلی .مهربونم. ؟ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می گم: ای دیوانه ی سر به .هوا. !
می گی: سر به .خدا.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* یاهو ندارم ! .
داشتم هم مصرفی نداش . جز خوندن off های هر از چند به گذری یکی !
** . . . مر تیکه فک کرده من خرم !! . . .
هه ! . خب درس فک کرده ! چون عمرا گه بلد باشم برم جرش بدم !! .
گفتم که . من فقط خیلی مهربونم . !!!
*** نشستم سر فرصت بلاگ همه رو خوندم ! .
اما اعلام وجودی نکردم ! . . . سر فرصت (!!!) ..
.
این:
.miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ: شنبه 19 آبان1386
حروم . زاده ها
حروم . زاده ها
حروم . زاده ها
حروم . زاده ها
حروم . زاده ها
حروم . زاده ها
.
.
.
دوستمو با دستای خودم فرستادم تو چاه !! .
فقط می خواستم از چاله درش بیارم !!!
F . U . C. K
این:
.miztY.
ساعت: 7 PM
تاريخ: شنبه 5 آبان1386
نهایت زیبایی ش در لبهایش خلاصه می شد
لبهایی به سرخی خون
که با رژی از جنس تیغ زیبا تر شده بود . . .
.
این:
.miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ: چهارشنبه 2 آبان1386