تبليغاتX
H . E . R

H . E . R

من تنها در یک نقطه خلاصه می شوم .


رگای گردنش زده بود بیرون ، به وضوح می تونست خون رو توی چشمای مهربونش ببینه .. انگار همه چی تو هم گره خورده ! باز و بسته شدن دهنش رو می دید ... حس می کرد داره داد می زنه اما چیزی نمی شنید .. ! حس می کرد از بی حسی مطلقش خسته شده اما کاری نمی تونست بکنه ... چشماش سرخ سرخ بود  ...
دستاشو دور بازوهاش حس می کرد ، با تمام قدرتش داشت تکونش می داد ... کاش فقط می فهمید داره چی می گه ...

.
.
.

سفید سفید ... همه چیز زیر سایه ی سفید محاصره شده ... فقط می تونست هاله ای از شکل ها رو تشخیص بده ..
سرد سرد ...
سبک سبک ...
تنهای تنها ...
آروم و ساکت ... حس می کرد اون جا به خدا نزدیک تره ، می خواست بدوه ، داد بزنه ... " حالا من رهای رهام ... آزاده آزادم ... " می خواست با بلندترین صدای ممکن بخنده ... تا همه بشنون ، بدونن ... اون الان خوشحاله ....


دستایی که محکم شونه هاشو تکون می دادن رو حس می کرد ... چشمایی که سرخ سرخ بود ... خیس خیس ... چهره ای که انگار تو هم گره خورده ... صدای فریادی که کم کم داشت شنیده می شد ...
اون جا نه سرد بود . نه سبک . نه تنها . و نه رها ...

" کثافت تو حق نداری تنهام بذاری می فهمی ؟ لعنتی فقط یه چیزی بگو ... "

پس فقط اون نبود که تو دنیا تنها مونده بود ... و اون بود که حق نداشت تنها بذاره ...

.            

 


این: .miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ:
شنبه 27 بهمن1386


 

دقت کردی . . . ؟

 

زندگی با زن شروع می شه

و مردن با مرد

!

.

 


این: .miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ:
شنبه 13 بهمن1386



بالای ابرا نشستم و پاهامو تاب می دم

.
.
.


با آرامشی که همیشه تو حرکاتش موج می زد

دستشو گذاشت روی صورت دخترک

و آروم نوازشش کرد

صورت دخترک داغ شد

داغ_ داغ

سرخ شد

می سوخت . . .

اما با لذت از سوختن

قطره قطره از صورتش روی لباس سفیدش می چکید

خونی که تمومی نداشت

لذتی که می خواست تا ابد ادامه داشته باشه . . .

تا بی نهایت                 .    .   .  . .


.


  . ? Hurt U                

. . . Me 2                 

             


این: .miztY.
ساعت: 10 PM
تاريخ:
سه شنبه 2 بهمن1386


 

خوب نیست .

این اصلا خوب نیست !!

وقتی دیگه نمی شه نوشت

نه !

این افتضاحه

.

 

می گم ..

می شه دنیا رو این قدر نرم و لطیف دید

که وقتی چشماتو باز می کنی

و

می بینی واقعا چه گندیه

دیگه نمی دونی با چشمات باید چی کار کنی !! .

اینم بدتر از اون یکی .

.


این: .miztY.
ساعت: 0 AM
تاريخ:
دوشنبه 1 بهمن1386


کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.j28.ir & www.dom4in.com