تبليغاتX
H . E . R

H . E . R

من تنها در یک نقطه خلاصه می شوم .


تنهای تنها همان بالای بالا نشسته ام و فقط به بند کفش هایم که زیر پایم تاب می خوردند نگاه می کنم و می اندیشم که ...
اگر آدم ها فقط چند لحظه قبل از حرف زدن فکر می کردند دنیا به چه شکل در می آمد ...

.
.
.
.

هیچ حس خاصی به هیچ چیز ندارم .
بگو: " بخند " می خندم
بگو: " گریه کن " گریه می کنم .


حسی برای وصف کردن نیست
چیزی هم برای نوشتن نیست

.

.پی نوشت.
هر چی بیشتر می گذره بیشتر به "نقطه" بودن خودم پی می برم !.
برای چه بنویسم ؟ وقتی هیچ فایده ای در هیچ کدام از نوشته های من نیست .

.

.

.

.

.

.

.


دیگه وقت رفتنه

قصه ی این جا هم دیگه به سر رسید.

به قول دوست   " بدرود " .

.

این وبلاگ هم تعطیل شد.

.


این: .miztY.
ساعت: 11 PM
تاريخ:
شنبه 17 فروردین1387


کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.j28.ir & www.dom4in.com